حمد الله مستوفى قزوينى
290
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
چو شد پانصد سال و هفتاد و پنج « 1 » * بشد مستضى ز اين سراى سپنج به ماه دهم دهّهء آخرين * ز دنيا به عقبى شد آن پاكدين سى و نُه بُدش عمر و نُه سال از آن * فزون هشت مه پيشواى جهان 20 از او بازماندند گزين دو پسر * همين بود احوال آن نامور در ايّام او شه ز سلجوقيان * بُدى طغرل و پيش او ارسلان ز خوارزمشاهى بُد ايل ارسلان * تكش خان و سلطانشه آمد همان غياث دل و دين ز غورى شهان * در آن مملكت پادشا همچنان بُد از سلغرى زنگى نامور * تكله « 2 » كه بودى مر او را پسر 25 حسن بُد به الموت از ملحدان * كز او ملحدى شد در ايران عيان محمّد پس از مرگش آن جايگاه * همى بردى آن مردمان را ز راه
--> ( 1 ) ( ب 17 ) . سب : پنجاه و پنج . ( 2 ) ( ب 24 ) . در اصل و سب : بكله - نكلة بن مودود ( جلوس 571 ه . ) از امراى سلغريان . ( دهخدا ، ذيل سلغريان ) .